نور الدين جعفر بدخشى
197
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
فلاجرم ذكر جهر بدعت نباشد زيرا كه حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم و اصحاب « 1 » او ذكر جهر گفتهاند و در مصابيح مذكور است در باب ذكر بعد از صلاة كه كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم : إذا سلّم من « 2 » صلاته قال « 3 » بصوته الأعلى « 4 » : لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له له الملك « 5 » و له الحمد و هو على كلّ شىء قدير لا حول و لا قوّة الّا باللّه لا إله الّا اللّه و لا نعبد الّا ايّاه له النّعمة و له الفصل ، و له الثّناء الحسن ، لا إله الّا اللّه مخلصين له الدّين . وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ « 6 » » ( 14 - 17 ) ( 9 : 32 ) * و حضرت خواجه ابو الرّضا رتن بن « 7 » ( ن ) كربال البترندى « 8 » رضى اللّه عنه كه
--> ( 1 ) گ ، ل : او رضى اللّه عنه . ( 2 ) ل : فى . ( 3 ) ل : فقال . ( 4 ) ب : حاشيه برگ 58 الف يعنى چون رسول عليه السّلام فارغ شدى از نماز خود به آواز بلند خواندى لا إله الّا اللّه . . . الى آخر . ( 5 ) قرآن مجيد : 6 ( سورة الانعام ) : 163 ، گ : لا شريك له الملك . ( 6 ) قرآن مجيد : 8 ( سورة الانفال ) : 8 و 9 ( سوره توبه ) 32 . براى همه عبارت قب : مشكاة المصابيح ( با ترجمه انگليسى ) ج 2 ، ص 307 . ( 7 ) ل : اين . ( 8 ) گ ، ل ، ن : كربال البدرندسى خواجه تن بن ساهوك بن جكندريق الهندى الترمذى . از پاورقى كتاب شدّ الازار ، ص 230 عينا نقل مىشود كه علّامه قزوينى چنين نوشت مقصود آن شخص هندى كذّاب متقلب معروف به ابو الرضا رتن است كه بعد از حدود ششصد هجرى در هند ظاهر شد و ادّعا كرد كه ششصد ( پاورقى 231 ) سال قبل از آن تاريخ سفرى به حجاز نموده بود و به خدمت حضرت رسول رسيده و به دست آن حضرت اسلام آورده و در عروسى حضرت فاطمه با حضرت امير نيز حاضر بوده و سپس به وطن خود هندوستان معاودت كرده و در آنجا به اختلاف اقوال در يكى از سنوات 596 ، 608 ، 612 ، 632 ، 700 ، 759 ، وفات يافته و قبرش هنوز در موضعى موسوم به « حاجى رتن » واقع در سه ميلى بهاتندا ( كه شهرى است در شمال هند در ايالت پنجاب واقع در سى درجه و سيزده دقيقه عرض شمالى و هفتاد و پنج درجه طول شرقى در محلّ نقطع چندين شعبه مهمّ راهآهن و نام آن در عموم نقشههاى اروپائى هندوستان ثبت است ) هنوز زيارتگاه عوام مسلمين و هنود است ( ذيل دائرةالمعارف اسلامى ) اخبار و حكايات و خرافاتى كه مردم سادهلوح يا متقلب در اطراف او منتشر مىكردهاند در تمام قرن هفتم هجرى در غالب بلاد اسلامى موضوع صحبت عموم ناس بوده است و اغلب علماء و نقادين بطلان دعاوى او و تقلبى بودن ، روايات او را با وضوح هرچه تمامتر به مردم ثابت نمودند ولى معذلك بعضى سادهلوحان گول حتّى ما بين محدّثين و حفاظ پيدا شدند كه دعاوى او را تصديق كرده و احاديث مرويه او را با آب و تاب تمام به اسم « رتنيات » جمع كردهاند ( براى مزيد اطلاع از احوال و اخبار -